گزارشی از پیگیری‌های مستمر مسائل و مشکلات جانبازان از زبان رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل انجمن جانبازان نخاعی (بخش نخست)

در نشست دو ساعته با حسین اسرافیلی، مدیر عامل و حسن ابوطالبی، رییس هیئت مدیره و مسئول تعاون انجمن جانبازان نخاعی، گزارشی ازپیگیری های این انجمن از ابتدای سال 95تا98 در مورد مسایل مربوط به معیشت و افزایش حقوق و ... ارائه گردید.

 در این نشست ابوطالبی در ابتدا با اشاره به دو موضوع معیشت و احکام مربوط به جانبازان گفت: به نظر بنده اولین و اساسی ترین مشکل جانبازان نخاعی مشکل معیشت است که این مشکل اساسی درحقیقت دوستان ما را در انجمن و چه بیرون از انجمن که درشبکه های مجازی فعال هستند به حرکت در آورده است و جا دارد که در همین نشست عنوان نماییم که ما (انجمن) به سهم خودمان تمامی توان و مقدورات خود را به کار گرفته ایم و اگر جایی هم کوتاهی شده یقینا توانایی نداشته ایم. لذا دوستانی که در انجمن و یا بیرون از انجمن، انجمن را قبول ندارند و مخالف هستند اما قدمی برای جامعه ایثارگران و جانبازان قطع نخاع برمی دارند نه تنها دستشان را می فشاریم بلکه دستشان را می بوسیم چرا که هرکسی بتواند تلاشی در جهت بهبود زندگی و معیشت جانبازان نخاعی داشته باشد، قابل قدردانی و ستایش است.

وی در ادامه گفت: موضوع معیشت جانبازان را ما برای اولین بار در زمان ریاست دکتردهقان پیگیری کردیم و با این استدلال که دوستان نخاعی ما نمی توانند مانند دیگر افراد عادی دو و یا سه شغله باشند و دریافتی آنان نیز پاسخگوی نیازهای زندگیشان نیست، لذا توانستیم موافقت دکتر دهقان را برای افزودن مبلغ 300هزارتومان به عنوان کمک معیشت به دریافتی جانبازان نخاعی بگیریم. این مبلغ در زمان خودش، تا حدودی قابل قبول بود.  8-9سال بعد که به زمان ریاست آقای شهیدی رسید. با افزایش تورم، مخارج زندگی هم افزایش یافته بود و دوباره همان مشکل به صورت شدیدتر بروز کرد. به همین دلیل با پیگیری هایی که از سوی انجمن شد، شب عید سال 95 هییت مدیره انجمن درجلسه ای که با آقای شهیدی داشت وضعیت معیشت دوستان نخاعی را مطرح کردیم و اینکه هرچه سریعتر دراین خصوص تدبیری اندیشیده شود. البته موضوعات دیگری هم مطرح شد اما اهم موضوعات، معیشت بود که ایشان هم یک دستور کلی دادند مبنی براینکه هر موضوع را با مدیر و معاون مربوطه آن مطرح کنید، جلسات کارشناسی بگذارید و هر نتیجه ای که بدست آمد بنده امضا می کنم و اجرایی خواهدشد.

پس از جلسه با آقای شهیدی، دکترمرادی از دوستان جانبازان نخاعی استان اصفهان، طرحی را داشتند که با دوتن از معاونت های اصلی بنیاد یعنی معاونت های تعاون و حقوقی بنیاد مطرح کردیم. طرح آقای مرادی مطرح شد و انجمن جانبازان هم مدافع آن بود. این بود که دو مبلغ 17میلیون وپانصد برای جانبازان قطع نخاع گردنی و مبلغ 12میلیون و پانصد برای جانبازان  قطع نخاع کمری ارزیابی شده بود. استدلال هم این بود که اگر یک جانباز نخاعی گردنی سالی دو و یا سه سفر بخواهد برود نیاز به 4همراه دارد، 4 شیفت رسیدگی نیاز دارد، خانواده او نیز باید در این سفر کنارش باشند و سایر هزینه هایی که یک جانباز نخاعی گردنی دارد و به همین نسبت پایین تر، جانباز ضایعه نخاعی کمری. ما با این طرح با معاونت تعاون بنیاد جلسه ای گذاشتیم. در آن جلسه کارشناسی (که آقای ایزدی مسئول تعاون وقت بنیاد حضور نداشت) کارشناسان تعاون و آقای میرساداتی مجاب شدند که  این عدد و رقم یک عدد و رقم منطقی و مستدل است لذا درخواست به آقای شهیدی ارجاع داده شد. آقای شهیدی این نظرکارشناسی را علی رغم آنچه که گفته بودند مجدد به معاونت تعاون (آقای ایزدی) ارجاع داد. ما چهار-پنج جلسه با آقای ایزدی در بنیاد گذاشتیم.  استدلال ایشان این بود که سقف و حداکثر دریافتی کارمندان دولت6میلیون و پانصد هزار تومان است و ما (بنیاد) نمی توانیم مبلغی اعلام کنیم که از این سقف بالاتر باشد.

 طبعا با این نظر، مبلغ ارزیابی شده شکست و ایشان این مبلغ را داخل فرمولی آورد که سقف دریافتی جانبازان ضایعه گردنی 6 میلیون و پانصد و جانبازان نخاعی کمری به 5وپانصد برسد. یعنی برای مثال اگر یک جانباز نخاعی گردنی (بدون حق پرستاری) 2میلیون حقوق دریافت کند 4ونیم  به آن اضافه شود؛ جمعا 6و نیم شود و یا جانباز کمری که 2ونیم حقوق دارد، با سه میلیونی که دریافت می کند مجموعا 5ونیم شود و این حداقل آن چیزی بود که مجبور شدیم بپذیریم و البته مطلوب ما نبود. اما با یک سال جلسه کارشناسی، خود آقای شهیدی هم که به وخامت معیشت جانبازان پی برده بود، دی ماه 95 یعنی تقریبا یک سال پس از اولین جلسه ای که با ایشان گذاشته بودیم خودشان یک وقت دیدار انجمن با آقای جهانگیری گرفتند که البته ابتدا قرار بود با آقای روحانی باشد که نتوانستند بنابراین با آقای جهانگیری یک جلسه ای گذاشتند.

جانباز حسین اسرافیلی، مدیرعامل انجمن جانبازان نخاعی: ما از آقای شهیدی به عنوان یک انجمن درخواست دیدار با آقای روحانی را داشتیم؛ چرا که روحانی دربحث های انتخاباتی و تبلیغاتی خود گفته بود که با سازمان های مردم نهاد (چه جانبازان و چه مردم عادی) جلسه خواهد گذاشت و آقای شهیدی گزارشی از آن صحبتی که با آقای روحانی کرده بود به ما داد و آقای روحانی از ایشان سوال کرده بود درخواست شما درماه مثلا چقدر می شود، آقای شهیدی هم گفته بود مثلا 15میلیارد تومان برای افزایش حقوق جانبازان نخاعی؛ و ایشان هم قبول کرده بود و گفته بود مشکلی نیست ولی اگر با من هم جلسه بگذارند نهایتا آقای جهانگیری به عنوان معاون اول هم باید مطلع باشند. زمانی که این کار اجرایی تر شد باید با آقای جهانگیری جلسه بگذارید که منجربه این شد که آقای شهیدی هم وقتی از آقای جهانگیری گرفتند که ما به دیدن آقای جهانگیری برویم.

ابوطالبی: دی ماه بود که اعضای انجمن و از بنیاد هم آقای شهیدی، انصاری و ایزدی و نوبخت به عنوان نماینده سازمان برنامه و بودجه در جلسه حضور داشتند. ابتدا دوستان انجمن مشکلات و معضلات جانبازان نخاعی را مطرح  کردند و بعد آقای ایزدی گزارشی از عملکرد کمیته داد و اینکه رسیدیم به اضافه شدن رقم 4میلیون و600 به حقوق جانبازان گردنی و  مبلغ 3و500هم به جانبازان کمری.

 (قرار بر این بود که این مبلغ کارسازی و قانونا به حقوق اضافه شود نه اینکه ثبات نداشته باشد و مانند حق پرستاری پس از شهادت قطع شود) آقای جهانگیری گفت که ما قول می  دهیم بخشی از آن را در بهمن ماه اعمال کنیم که من عرض کردم  نه "بخشی" از آن ونه از "بهمن ماه"،  بلکه "همه" آن و از همین "دی ماه". (همزمان با این پیگیری که قریب یک سال داشتیم جریان تجمع در شورایی که من به همراه آقای اسرافیلی و ده دوازده نفر از دوستان هم در آنجا بودیم، این تجمع هم در حال شکل گیری بود؛ اما این تجمع هیچ ارتباطی به بحث معیشت ما نداشت؛ زیرا 12 بند قظعنامه مربوط به بنیادشهید در بخش بهداشت و درمان، بیمه و... و از جمله معیشت، و معیشت هم بنا به ماده  38  و 39 بود.

حالا بعضی ها هم این تجمع را پیوند دادند به این که اضافه شدن 1میلیون و 200 تومان به جانبازان، حاصل آن تجمع 14اسفندماه است، بنده نظر صریح و قاطعم این است که نه این 1میلیون و 200 حاصل آن تجمع، و نه آن تجمع بی تاثیر در نهایی شدن موضوع بود.

به موازات تجمع در شبکه مجازی تعدادی از دوستان که البته با هم دوست هستیم و فعالیت های مشارکتی هم با هم داریم، گروهی را به نام "منتخبین" ایجاد کردند که بر اساس این تجمع جریانی را شکل دهند که شبکه مجازی را هدایت کنند، پرشور بودند و ایده هایی هم که داشتند خیلی انقلابی بود. متاسفانه پس از برگزاری تجمع، نمی دانم به چه دلیلی این دوستان ما، گروه منتخبین را که طیف گسترده ای هم به آنان امید بسته بودند و مدیران بنیاد هم به اصطلاح از آنان حساب می بردند، یکباره به بهانه انتخاب مجدد، جمع منتخبین را منحل کردند.

اسرافیلی به عنوان توضیحات بیشتر افزود: این گروه منتخبین در شبکه مجازی که یک عده ای هم کاندیدا شده بودند، از میان آنان 5نفر که از دوستان جانباز نخاعی بودند به عنوان هییت مدیره نیز انتخاب شدند. بحث تجمع هم در شورای انجمن های ایثارگر مطرح شد. ما دنبال این نبودیم که تجمع کنیم چون انجمن بودیم، باید از جایگاه حقوقی مجوز قانونی داشته باشیم. ما تجمع را نمی خواستیم و این دوستان بودند که خواهان تجمع بودند. بنابراین به دوستان گفتیم اگر می خواهید در این جمع باشید ما می خواهیم در نمازخانه بنیاد که خانه خودمان (جانبازان) است جمع شویم و مشکلاتمان را مطرح نماییم.  ما این موضوع را در شورا مطرح کردیم که در آنجا 7 انجمن بزرگ کشوری هستند که ثبت شده در معاونت اجتماعی وزارت کشور هستند که در استان های کشور هم نمایندگی دارند.

زمانی که در آنجا مطرح شد، دوستان شورا پذیرفتند که در این جمع حضور پیدا کنند. حالا یک جمع دوستان نخاعی این حرکت را شروع کرده بودند و بقیه هم به این جمع اضافه شدند. لذا آنها هم اعلام آمادگی کردند که ما هم هستیم که جانبازان خانه بصیر، راست قامتان قطع عضو و جانبازان شیمیایی، گروه فرزندان شاهد و ایثارگر و سایر گروه هایی که در آن انجمن حضور داشتیم. من که به عنوان رییس شورا بودم قرار شد مکاتبات و نامه نگاری ها با جاهای مختلف  انجام شود - البته این انتخاب 5نفره گروه منتخبین- ثبت شده نبود و یا دفتر و تشکیلات و سربرگ و آرم نداشتند؛ لذا من به عنوان مسوول شورا آمدم و مکاتبات را انجام دادم و نامه ای به آقای شهیدی، آقای انصاری، معاونت و فرمانداری تهران نوشتم و مسوولیت را بنده به عنوان مدیرعامل انجمن و هم رییس شورا مسوولیت را از طرف دوستان برعهده گرفته بودم و پای نامه ها را هم بنده امضا کرده بودم؛ بنابراین هر اتفاقی هم اگر خدای نکرده می افتاد باید در جاهای مختلف پاسخگو می شدم.

 لذا با شورای تامین استان، نیروی انتظامی و بخش های مختلف امنیتی هماهنگ کردیم. به بنیاد هم نامه ها را دادیم و خواسته هایمان را هم در نامه ای مکتوب کرده بودیم که متاسفانه بنیاد جلو نیامد و آن اتفاق افتاد و خدا جزای خیر به دوستان نخاعی و دوستان قطع عضو بدهد که از استان ها و شهرهای مختلف با هزینه شخصی خودشان را به این تجمع رسانده بودند، ولی اکثریت با دوستان نخاعی بود که همه خود را به این تجمع رسانده بودند. ما در جمعی که تشکیل دادیم، قطعنامه 14 ماده ای که خواسته ایثارگران در آن مطرح شده بود را درآنجا صادر کردیم.

ابوطالبی: یک روز چهارشنبه ای بود که ما پیش آقای جهانگیری رفتیم. بعد از صحبت های مفصلی که جانباز نخاعی دکتر قنبری و تعدادی از دوستان داشتند، آقای جهانگیری گفت که آقای نوبخت فردا سفری در پیش دارد؛ شما شنبه صبح دفتر ایشان باشید و در آنجا بحث بودجه ای را دنبال نمایید. شنبه ما به دفتر آقای نوبخت رفتیم؛ آقای ایزدی هم در آنجا بود. آقای نوبخت پس از خوشامدگویی، جلسه را به دکتر نمکی (وزیربهداشت و درمان فعلی) که آن زمان در سازمان برنامه و بودجه بودند واگذارکرد و قرار شد عملیاتی شود. اعتبارآن هم با حسابی که آقای ایزدی درآورده بود تقریبا ماهانه 6میلیارد برای سه هزار و پانصد نفر محاسبه شد که قرارشد عملیاتی و تامین اعتبار شود.

زمانی که به بنیاد آمدیم اولین پرداختی مبلغ یک میلیون و دویست شده بود. بعدهم که پیگیری کردیم بنیاد گفت که برنامه و بودجه اعتبارلازم را به ما نداده است و ما این پرداختی را از اعتبارات داخلی استفاده کرده ایم. ابتدا فکر کردیم بنیاد حقیقت را نمی گوید؛ پیگیری کردیم، مکاتبات بنیاد را گرفتیم و دوباره با سختی از دفتر دکترنمکی وقت گرفتیم و مطرح کردیم که چرا درخواست بنیاد را رسیدگی نکردید، دکترنمکی نامه ای را به ما نشان داد که ظاهرا کوتاهی از بنیاد بوده؛ بعد هم اسناد بنیاد را  پیگیری کردیم، دیدیم که نه، بنیاد درخواستش را کرده اما برنامه و بودجه آن اعتبار را نداده است.

اتفاق دیگری که افتاد آقای ایزدی برای اینکه پاسخگوی یک عده دیگری هم باشد و یک معیار و ملاکی برای پرداختش داشته باشد، آمد افرادی را که دو و نیم کا (حق پرستاری)شان بود مشمول این طرح کرد و لذا جانبازان 3عضو قطع و جانبازان بصیر هم به این طرح اضافه شدند. این گذشت تا اینکه در 22بهمن سال 96 آقای جهانگیری را نزدیک میدان آزادی دیدیم. ما در جایگاه ویژه جانبازان نخاعی بودیم که آمد و با یک یک دوستان دست داد تا به من رسید دست ایشان را گرفتم و گفتم خاطرتان هست آمدیم پیش شما و قرار گذاشتیم، آن قرار نشد و تقلیل پیداکرد. او گفت نه، چیزی که می گوییم باید انجام شود. گفتم فعلا که نشده و دوباره می خواهیم پیگیری کنیم.  ایشان یکی از آقایان را صدا کرد تا ارتباطی برقرار شود(که آن ارتباط هم برقرار نشد). اما دایم مترصد این بودیم که آنچه  توافق شده و عملیاتی نشده محقق شود. آنجه که اتفاق افتاده بود (برای جانبازان گردنی را 1میلیون و پانصد و جانبازان نخاعی کمری را 1میلیون و دویست) پرداخت می شد و مابقی جانبازان هم براساس (کا)ی پرستاری.

اسرافیلی: آقای جهانگیری را من در مراسم ختم برادر آقای دهقان دیدم. گفتم آقای دکتر شما یک قولی به ما دادید اما این قول به صورت کامل انجام نشد و ما هنوز به دنبال رفع آن مشکل هستیم. ایشان بازهم گفتند موارد دستور داده شده باید اجرایی و انجام می شد و نهایتا گفتند من با شما تماس می گیرم و شماره ای را هم خدمتشون دادم. نهایتا از دفتر ایشان تماس گرفتند و  گفتند هییت مدیره برای جلسه بیاید. 8 اسفند 97  ساعت 6بعدازظهر این جلسه برگزار شد.

دکتر ابوطالبی درباره اتفاقات این جلسه گفت: ما مشکل را برای ایشان مطرح کردیم و ایشان هم توضیحاتی در خصوص مشکلات جامعه و کشور دادند و درعین حال گفتند باید به دستوراتی که داده شده عمل شود. البته بنده در پرانتز عرض کنم درسال 95 نامه ای را هم به آقای جهانگیری درخصوص خودرو جانبازان دادیم اما هیچ صحبتی در این خصوص نشد) در این جلسه پس از بحث معیشت، بحث خودرو را هم مطرح کردیم که در پایان این گفت و گو به آن نیز می پردازیم.

آقای جهانگیری در همان جلسه، آقای پالیزدار را به عنوان نماینده خودش به ما معرفی کرد و گفت ایشان نماینده من است؛ با ایشان در ارتباط باشید تا این خواسته به نتیجه برسد. آقای پالیزدار هم جلسه ای را در سازمان برنامه و بودجه تدارک دید تا در آنجا صحبت کنیم و موانعی که هست مرتفع شود. ایشان از دفتر آقای پورمحمدی وقت گرفت؛ با آقای واعظی کارشناس بودجه بنیاد شهید هم در آنجا صحبت کردیم.

آقای واعظی که می خواست مسیر ما را عوض کند گفت برنامه توسعه پنجم فضایی دارد، 50 درصد افزایش حقوق کارمندی. ما گفتیم ما این مسیر را آمده ایم و نمی خواهیم آن را تغییر بدهیم. ایشان گفت باشد. قرار شد فردای آن روز با آقای پاکدل(مدیر تعاون) صحبت و نتیجه را به ما اعلام کند.

اسرافیلی: درهمان جلسه آقای پورمحمدی به عنوان معاون سازمان برنامه وبوجه، واعظی و یکی دونفر از کارشناسان را گفت که در اطاق بنشینید و جلسه بگذارید و نظرتان را به ما بدهید. آقایان ابتدا قبول نکردند اما در ادامه گفتند راهکارهایی هست. آقای پورمحمدی در آنجا به ما قول قطعی داد که نگران نباشید و ما کارها را پیگیری می کنیم. بعد هم به آقای پالیزدار (مشاور آقای جهانگیری) قول دادند که این امر انجام شدنی است و ما پیگیری می کنیم. حتی در آن جلسه تاکید کردند که یکی از مدیران بنیاد که در راس کار هستند را حتما بخواهید که این کار اتفاق بیفتد.

 قرار بود با میرمرادی، معاون توسعه بنیاد که کار دست ایشان است صحبت شود اما با مدیرکل بودجه بنیاد آقای گودرزی صحبت کردند.

 حتی بنیاد به ما می گفت سازمان برنامه و بودجه بودجه ای به ما نداده و ما از طریق منابع داخلی خودمان این یک میلیون و دویست و یک میلیون و ششصد را پرداخت می کنیم. ما این موضوع را در برنامه و بودجه گفتیم که بنیاد گفته شما پولی به ما نداده اید فقط دوماه آخر سال 95 را به ما دادید. گفت نه. از سال 96 به صورت گلوبال ما این پول ها را دادیم اما آنها اینطور تقسیم کرده اند و بنیاد از منابع داخلی خودش هزینه نکرده. به سراغ سازمان برنامه و بودجه می رویم سازمان می گوید من داده ام، سراغ بنیاد که می رویم می گوید ما بودجه ای نگرفته ایم. چون نمی خواهند کاری را درست انجام بدهند تقصیرها را به گردن یکدیگر می اندازند.

ابوطالبی: آقای واعظی آیه یاس خواند که نمی شود و بعد هم گفت بودجه را به صورت کلی می دهیم خودشان هر طور بخواهند تقسیم کنند. البته آقای واعظی می گفت این محمل قانونی ندارد که این حرف درستی نیست زیرا ماده 26 قانون جامع خدمات به ایثارگران را که بنده از 2سال پیش دنبال آن هستم محمل قانونی این توافق است.

  به همین دلیل من به آقای ایزدی گفتم شما علاوه بر حق پرستاری که به جانباز می دهید حق همیاری هم باید بدهید. چرا که ماده 26 می گوید جانبازان به تشخیص کمیسیون پزشکی می توانند از حق پرستاری و همیاری استفاده کنند. قانون می گوید حق پرستاری و همیاری. یعنی هردو. منتها بنیاد می گوید حق پرستاری همان حق همیاری است. یعنی در واقع کلمه (و) را (یا) تلقی کرده اند.

زیرا در متن قانونی هر کلمه ای عمدی و برای منظوری می آید. یعنی قانون کلمه مترادف نمی آورد. اینها چون می خواستند به نفع سیستم تفسیرکنند زیربار نمی رفتند تا اینکه آقایان برنامه و بودجه گفتند محمل قانونی ندارد و بروید از برنامه توسعه پنجم پیگیری کنید که استناد قانونی هم داشته باشد.

  بنده به دو مورد استناد کردم که مستقیم بعد از آقای ایزدی به آقای جهانگیری گفتیم که می گویند پرداخت مبلغ توافق شده منع قانونی دارد؛ نه تنها منع قانونی ندارد، بلکه محمل قانونی آن را هم پیدا کرده ایم. استناد به ماده 26 می گوید حق پرستاری و همیاری. چیزی هم که الان بنیاد یک میلیون و دویست به جانباز می دهد با عنوان همیاری گروهی می دهد. پس اگر همیاری مستند قانونی نداشت که دارد، چرا بنیاد به عنوان همیاری آن را پرداخت می کند، اگر دارد پس چرا مبلغ توافق شده در قالب همیاری نمی آید (اصطلاحی است که می گویند: «ادل الدلیل علی امکان شیء وقوعه»، یعنی محکمترین دلیل بر امکان یک عمل این است که آن عمل اتفاق  افتاده باشد.) الان یک میلیون و دویست که انجام می شود به عنوان همیاری است و جایگاه قانونی دارد؛ پس می شود مابقی آن هم با همین عنوان پرداخت شود.

مسئله بعدی که  درخواست کردیم درخصوص سه وپانصد و چهاروششصد مربوط به سال 95 بود. الان این سه وپانصد ارزش سیصد تومان را دارد چرا که ارزش این سه وپانصد روز به روز کمتر می شود و خواسته مان این است که در قالب «کا» باشد (حداقل حقوق کارمندی که هرساله 10، 12 در صد اضافه می شود) اگر این3وپانصد را در ضریب کا 95محاسبه کنند، آن موقع تقریبا 4کا می شود که هرچه جلو می رود افزایش پیدا می کند.

خواسته بعدی هم این است که همیاری معادل حق پرستاری قرار بگیرد.  درحال حاضر حق پرستاری که به جانباز نخاعی کمری می دهند، حداقل سه کا است. هرکا (یک و دویست) همین را برای همیاری هم قرار دهند که می شود 4ودویست؛ نسبت به آن  ضریب تورم، تقریبا همان توافق 3وپانصد سال 95 و اندکی هم کمتر از آن می شود.

خواسته بعدی آن که حق همیاری و یا حق پرستاری را دایمی و آن را قانونی و تصویب نمایند. زیرا حق پرستاری پس از شهادت جانباز قطع می شود.

ابوطالبی: در بحث فرق پرستاری و همیاری، پرستاری به اموری مربوط می شود که داخل منزل و به زندگی داخلی فرد مربوط می شود؛ مثلا همسر جانباز در خانه به دادن دارو و یا زدن آمپول به جانباز خدمت می کند اما همیاری جنبه اجتماعی دارد و به امور اجتماعی می پردازد؛ مثلا برای اینکه خیابان ها و شهر مناسب سازی نشده جانباز برای تردد نیاز به همراه و همیار دارد که قانونگذار هم احتمالا چنین تعریفی ازهمیاری داشته است.

 نکته مهم بعدی اینکه پس از اینکه چیزی حدود یک سال از پرداخت یک ودویست و یک وپانصد به جانبازان نخاعی گذشت، یکباره بحث "احکام" مطرح شد. در واقع احکام بسیجی های سپاه که به بنیاد داده بود. یعنی احکام ماده 38 که ما از قبل بسیار پیگیر آن بودیم قرار بود که سپاه، احکام بسیجی ها را به بنیاد بدهد و بنیاد هم طبق قانون براساس احکام سپاه  راسا پرداخت کند. ناگهان بخشی از دوستان بسیجی که از بنیاد حقوق می گرفتند این یک و دویست و یک و پانصدشان حدود چهارصد یا چهارصدوپنجاه و به تناسب از آنان کم شد. بنده دوسه باری پیش آقای ایزدی رفتم و علت را جویا شدم. ایشان استدلالی که آورد این بود که ما (بنیاد) دیدیم که در پارامترهای دریافتی این ها به اندازه چهارصد و یا چهارصد و پنجاه و...ظرفیت افزایش حقوق دارد! ما آمدیم پانصد تومان از این مبلغ را داخل حقوقشان آوردیم که این تثبیت شود که بعد از شهادتشان هم استمرار پیدا کند.

من گفتم این ظلم مضاعف است. اگر این پارامترهای حقوقی تا حالا ظرفیت افزایش حقوق را داشته چرا تاکنون اجرا نشده بود و شما کوتاهی کرده اید الان هم که می خواهید این ظرفیت را پر کنید چرا از این یک و دویست پر می کنید. چرا جانبازی که یک و دویست از سپاه حقوق می گیرد یک و دویست را که شما نمی توانید به آن دست بزنید و با آن بازی کنید؛ یک دویست را کامل می دهید اما یک بسیجی را که چون حقوقش را از بنیاد می گیرد شما به آن دست اندازی می کنید، یعنی یک چیز من درآوردی و ظالمانه.

ما پیگیر این موضوع بوده و هستیم. بسیار چانه زنی ها با آقای ایزدی داشتیم که زیربار نرفت و دایم آن را مطرح کردیم. آخرین بار هم دو هفته پیش بود که سردارشریفی و پاکدل، معاون فعلی تعاون بنیاد به انجمن آمدند و ما دوباره این بحث را مطرح کردیم و گفتیم زمان آقای ایزدی چنین اتفاقی افتاده و ما این را قبول نداریم.

 احکام حقوقی، حلقه مفقوده قانون ایثارگری/ماده 38 قانون جامع ایثارگران که هنوز اجرایی نشده

اسرافیلی با اشاره به عدم اجرای صحیح قانون جامع ایثارگری: حقوق احکام بسیجی ها نظیر کادر نیروهای مسلح باید همطراز داده شود.  چندسال قبل سپاه این اقدام را کرد و برای 40هزارنفر از جانبازان بسیجی حالت اشتغال حکم زد. پیگیری هایی که ما انجام دادیم و با جلساتی که با ایثارگران بسیج  و سپاه داشتیم این کار انجام شد. بعد سپاه آمد و گفت من این احکام را در قالب یک سی دی ریخته و تحویل بنیاد داده ام. زمانی که به بنیاد می گفتیم، هربار یک بهانه ای می آوردند. بعد هم یک دستورالعمل مشترک اجرایی ماده 38 را نوشتند. قانون جامع خدمات رسانی مشترک اجرایی ماده38 و سردار سعیدی از طرف ستادکل نیروهای مسلح و از طرف بنیادشهید هم آقای ایزدی آن را امضا کرده اند. قبلا بهانه این را داشتند که ما دستورالعملی نداریم و چگونه باید پرداخت کنیم.

 جلسات نمایندگان ایثارگران در ستاد کل نیروهای مسلح را بنده به همراه آقای مجتهد با هم رفتیم. در آنجا نمایندگان همه گروه های لشگری، اعم از ارتش، نیروی انتظامی، سپاه، بسیج و وزارت دفاع حضور دارند و بحث های مختلفی انجام می شود. این دستورالعمل که نوشته شد، جلوی بهانه ها گرفته شد؛ حال باید اجرایی می شد. سپاه جلو بود و سی دی داده بود اما ارتش عقب بود و احکام را نزده بود و آن را به وزارت دفاع داده بود. درحالی که آنها باید احکام را می زدند و به بنیاد می دادند تا اجرایی شود. دراینجا هم البته اجحافی در حق سربازان شد.

در بحث هایی که با ارتش بود می گفتند درجه ستوان به بالا برای سرباز نمی زنیم. چون ایشان سرباز بوده خب طبیعی است که اگر درجه دار بوده ترقی می کرده، در صورتی که قانون هم می گوید حکم همطراز کادر نیروهای مسلح. سپاه این کار را می کند. احکامی که سپاه زده؛ دو هفته پیش هم که جلسه ای با سردار شریفی داشتیم تاکید کردند و گفتند 27هزار احکام جانبازان بسیجی حالت اشتغال را تحویل بنیاد دادیم و بنیاد هم باید براساس این احکام، حقوق پایه آنان را خارج از پرستاری پرداخت کند. ایشان می گفت پایین ترین حکمی که زده ایم سه و پانصد و سقف آن هم پنج و خورده ای است و امسال هم همان کف نسبت به افزایش سالانه اضافه می شود. یعنی حکم یک بسیجی حالت اشتغال براساس آیتم هایی که دارند تقریبا میانگین 4میلیون است. سپاه در همین دستورالعمل آورده که باید یک نسخه از این احکام به ذینفع ارایه شود. یعنی یک نسخه در سپاه، یک نسخه در بنیاد شهید و یک نسخه هم دست جانباز بماند.متاسفانه حکم به جانباز ارایه نمی شود.

خواسته ما این است که حکم سالانه بسیجی جانباز را سالانه تحویل شخص بدهند تا او به بنیاد مراجعه کند و ببیند که  آیا واقعا حق و حقوق او به درستی انجام می شود یا خیر. هفته گذشته این موضوع را با آقای پاکدل مطرح کردیم که ایشان گفت یک ماه پیش ما جلسه ای داشتیم در ستاد کل؛ قرار شد آیین نامه و یا همان دستورالعمل پرداخت یکنواخت نیروهای مسلح، اعم از سپاه، ارتش و ناجا ظرف دوماه آینده صادر شود که تا به دست ما برسد تقریبا 3ماه می شود؛ بعد از آن جانبازان می توانند نسخه ای از حکمشان را دریافت کنند. ما همین بحث را صورتجلسه کردیم و به آقای پاکدل دادیم. و به دوستان جانباز نوشتیم که به آقای میرساداتی مراجعه کنند؛ که ایشان اصلاح کرده و گفته افرادی که تمایل به داشتن نسخه ای از حکم حقوقی خود دارند ظرف دوماه آینده به بنیاد شهید شهرستان مربوطه و یا محل پرونده در استان ها، شهرستان ها و مناطق خود مراجعه کنند. و این قول را از دو هفته پیش به ما داده اند که ظرف دوماه آینده این اتفاق بیفتد و دوستان جانباز ما مراجعه کنند. دوماه زمان داریم که بنیاد حکمی را که ارتش (اگر کوتاهی نکند که کوتاهی می کند) و ناجا احکام جانبازان را صادر و یک نسخه را برای اجرایی شدن به بنیاد بفرستد. حالا تامین بودجه و چگونگی آن وظیفه بنیاد است.

اسرافیلی: با طرح بحث ماده 38 که دوستان جانباز در تلاش هستند تحقق یابد، این قانون که درسال 91 تصویب شده الان حدود7 سال است که در حق دوستان بسیجی و سرباز و پاسدار وظیفه ظلم شده و آنهم به این دلیل که آیین نامه نبوده، این حق الناس است که اگر بحث مسلمانی هم باشد از حق الناس کسی نمی گذرد و باید پرداخت شود. ما می گوییم اصل حکم را بزنید، ما بعد به دنبال معوقات آن خواهیم بود. درقانون آمده ظرف 6ماه؛ مواد قانونی که نیاز به آیین نامه دارد باید ظرف 6ماه نوشته شود، نه اینکه در کشو بماند و یا مجریان در خواب سنگین بروند و بعد چندسال تازه بخواهند دستورالعمل بنویسند.

ما بحث پاداش خدمت جانبازان بسیجی و سرباز را مطرح کردیم که در ستاد نیروهای مسلح زمان آقای فیروزآبادی، بنده و آقای مجتهد در جلسات حضور داشتیم و از بنیاد هم آقای انصاری و ایزدی و نمایندگان تمام گروههای لشگری بودند. آقایان می گویند طبق قانون، احکام جانبازان بسیجی و پاسدار وظیفه از سال 92 زده می شود. قانون می گوید تبصره 5 قانون حالت اشتغال مستخدمین جانباز، شهید، مفقودالاثر و ازکارافتاده درتاریخ صدور رای از کارافتادگی کلی توسط کمیسیون پزشکی بنیاد مصوب درسال 72 می باشد.

 ما در آنجا استدلالی آوردیم که چرا 12 سال بعد. جانبازی که 12 سال قبل رفته منطقه، برای مثال شما  10 نفر را حساب کنید، یک نفر از سپاه، یک نفر از ارتش، یک نفر از بسیج، یک نفر از وزارتخانه، یک نفر از جهاد و یک نفر هم بسیجی بوده، یک نفر شهید. حالا آن جهادگر، معلم، سپاهی قطع نخاع شده  و دوباره پرونده اش به سپاه و ارتش برگشته؛ از سال 60تا سال 90 سابقه اش پر شده و پاداش خدمت او هم داده شد. چطور شد آن جانباز بسیجی و یا سرباز ارتش درسال 60 قطع نخاع شده ولی آن فردی که از فلان نهاد و یا سازمان رفته، بعد از 30 سال پاداشش را دادید اما ظلمی که درحق این جانباز بسیجی و یا سرباز شده (شما کوتاهی کردید) 12 سال بعد این قانون را مصوب کردید. ما (انجمن) این را قبول نداریم. در ستاد کل هم به نمایندگی از ایثارگران همین را گفتیم و آقای فیروزآبادی آن را پذیرفت و آن را به آقایان انصاری، ایزدی و همه کسانی که در جلسه بودند گفتند این حرف منطقی است و باید این کار انجام شود. ایشان در آن جلسه این را پذیرفتند اما سایرین کار خودشان را کردند.

https://payantitr.ir/wp-content/uploads/2017/01/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86.jpg

 

قانون می گوید کسی که 25سال خدمت کرده و یا سن او به 60 سال رسیده و یا کمتر از 25 سال است، یک قانون بخشودگی دارد که می گوید می توان از آن تبصره بخشودگی استفاده کرد و به 30 سال رسید. درحال حاضر خدمت آنها به 30 سال رسیده، پاداش پایان خدمت آنها را بدهید. بهانه می آورند که پول نداریم و لیستی حدود 2هزارنفر درآورده اند که اینها در نوبت هستند. سال گذشته گفته بودند سال 97 شروع می کنیم؛ امسال هم می گویند ازسال آینده ان شاالله سعی می کنیم و شروع به پرداخت می کنیم.

درحال حاضر یکی از خواسته های جانبازان بسیجی و سرباز و پاسدار وظیفه از انجمن ها و انجمن جانبازان نخاعی این است که چرا مشکلات ما را پیگیری نمی کنید، درحالی که ما در جلسات مختلف نشست هایی را داشته و پیگیری هایی هم کرده ایم؛ حتی در آن جلسه مطرح کردیم. شما از معاونت حقوقی که آقای ایزدی در تعاون بودند و به معاونت حقوقی بنیاد رفته اند بپرسید چرا. شما که در جلسه ستاد کل نیروهای مسلح بودید و پذیرفتید ولی متاسفانه صورتجلسه را امضا نکردید که در آینده راه فرار را باز بگذارید.

نظر دوستان این است جانبازی که زنده است، با این پول پاداش پایان خدمت می تواند بسیاری از گره های زندگی اش را باز کند و شان او نیز بهتر حفظ می شود. بعد از شهادت، این پول دردی را از او دوا نخواهدکرد.

ابوطالبی: ما رسما اعلام می کنیم که این مبلغ 400 یا 450 تومانی که از بسیجیان کم می شود، اگر بتوانیم از مسیر قانونی که ما با استدلال مطرح می کنیم به نتیجه برسیم که هیچ، اگر نرسیم به دوستان اطلاع رسانی می کنیم که این حق از آنان ضایع شده و آن وقت خودشان می دانند با جمع کثیری از جانبازان.

همین جا متذکر می شوم که به دلیل شرایط سختی که مردم دارند و رنج و زحمتی را که تحمل می کنند، ما ترجیح می دهیم در این شرایط از ایجاد تنش بین جامعه ایثارگری و نهادهای متولی خودداری شود، اما کسانی که در تحقق حقوق ایثار گران تعلل می کنند بدانند این رویه همیشگی نخواهد بود.

صدور کارت حکمت

اسرافیلی درباره صدورحکمت کارت نیز توضیح می دهد: درچندین جلسه که با آقای پاکدل و سردار شریفی داشتیم چندین نکته مطرح شد که یکی از آنها صدور کارت حکمت است. با پیگیری انجمن جانبازان، کارت حکمت را خانواده شهدا دریافت کردند اما به جانبازان که رسید، مدیرعامل سامانه کارت حکمت عوض شد و ایشان گفته که صدور کارت حکمت برای جانبازان بسیجی و سرباز وظیفه ضمانتنامه و پشتوانه می خواهد. بنابراین کارت جانبازان بسیجی و سرباز همانطور بلاتکلیف باقی مانده. انجمن بسیار پیگیرشده اما متاسفانه هنوز اتفاقی نیفتاده و بازهم پیگیر خواهیم بود.

ابوطالبی در خصوص تبصره 1 ماده 40 نیز می گوید: تبصره ماده40 قانون جامع جانبازان حالت اشتغال می گوید: بازنشستگانی که پیش از تصویب قانون، با هر عنوانی بازنشسته شده اند، با تصویب این قانون، دوباره باید محاسبه گردد. برای مثال فردی که در سال 78 با شرایط آن سال بازنشسته شده، قانون جامع خدمات به ایثارگران که درسال 95 تصویب شده می گوید دوباره باید با شرایط و قانون سال 95 محاسبه شود.

من این موضوع را با سردار شریفی مطرح کردم که گفت: حدود 8000 نفر شامل این طرح هستند که قرار شده ستاد کل نیروهای مسلح در صورت تامین اعتبار به تعهدات خود عمل نماید. قابل ذکر است حقوق بازنشستگی شهدا، جانبازان و آزادگان مشمول حالت اشتغال، معادل آخرین حقوق و مزایای دریافتی تعیین و هرساله متناسب با افزایش ضریب حقوق شاغلین عمل می شود. حقوق بازنشستگی مشمولان قانون حالت اشتغال، اعم از اینکه در اجرای قانون مذکور و یا سایر قوانین و مقررات مربوطه بازنشسته شده باشند، مشابه کارکنان همطراز (بازنشسته سال 95) تطبیق و اعمال می گردد.

مدیرعامل انجمن جانبازان نخاعی در پایان گفت: گاهی دوستان از ما ایراد می گیرند که شما چرا جلساتی را که در طول سال برگزار می کنید، اطلاع رسانی نمی کنید. باید بگوییم ما جلساتی را که برگزار می کنیم باید به یک خروجی و یک نتیجه عملی برسیم، آن وقت اطلاع رسانی نماییم. البته هماهنگی این جلسات هم خود بحث دیگری است. برای مثال، سردار شریفی برای ایثارگران زمان زیادی صرف می کنند و مسایل را دنبال می کنند.

ابوطالبی: درجلسه ای که در مرکز خدمات سپاه داشتیم، تصمیم کلانی گرفته شد که خواستیم اطلاع رسانی کنیم گفتند فعلا نه.  زیرا برای این که یک کار به نتیجه برسد ممکن است مدت 6ماه تا 1سال  زمان ببرد و در روند یک کار، مکاتبات، موانع، مخالفت ها را هم باید درنظر بگیریم.

در ادامه و در پایان بحث معیشت جانبازان، بزرودی بحث خوردو و پیگیری های صورت گرفته توسط انجمن جانبازان نخاعی به اطلاع خواهد رسید.



ارسال نظر
info@ajnokhaei.ir
نحوه ارتباط با :    ۰۲۱ - ۲۲۴۱۵۹۳۳